خداحافظ اتاق؛ با این عبارت مطالعهی کتاب اتاق رو به پایان رسوندم و حالا کتاب رو روی میز میگذارم و دستانم را به سمت کیبورد میبرم برای نوشتن از اتاقی که باعث شد با خوندن و دیدنش برای چند لحظه خیره بمونم و به این فکر کنم که ممکنه همهی ما برای خودمون دنیایی رو… ادامه خواندن همینجاست، چی؟ اتاق.
Author: محمد عباسیفرد
۱۱۹ سالگیت مبارک
یادم میاد ۹ یا ۱۰ سالم بود، ابتدایی بودم؛ مثل هر پسربچهای عاشق فوتبال بودم و با تمام وجود از تیم مورد علاقم دفاع میکردم. وقتی میباخت ناراحت بودم و موقع پیروزیهاش سر از پا نمیشناختم، وقتی در مقابل تیم رقیبش بازی داشت و از قضا دوست و همکلاسیم طرفدار همون تیم رقیب بود، چقدر… ادامه خواندن ۱۱۹ سالگیت مبارک
#زرینمهر
یه روز تو گروه تلگرامی بچههای زرینپال صحبتی بود دربارهی کارهای خیر و کسانی که با انجام کارهای خیریه باعث میشن بقیه هم به انجام چنین کارهایی تشویق بشن که نتیجهاش میشه گسترش مهربانی و عشق. اونجا بود که این صحبتها تبدیل شد به ایدهای برای انجام مستمر کارهای خیر توسط خود بچههای زرینپال، بهنام… ادامه خواندن #زرینمهر
بانی، بانیِ بیانِ درد و دلهای بیان!
نزدیک به ۳ سال تو بلاگ بیان (blog.ir) وبلاگنویسی کردم؛ تجربهای که همیشه ازش به نیکی یاد میکنم و خوشحالم برای همچین سرویس وبلاگنویسیای. هنوزه که هنوزه هم هر کسی ازم میپرسه چه سرویس وبلاگدهیای خوبه بدون معطلی بهش میگم بلاگ بیان. تو همون بازهی زمانی که وبلاگم رو بلاگ دات آیآر بود، شرکت بیان… ادامه خواندن بانی، بانیِ بیانِ درد و دلهای بیان!
وبلاگ و وبلاگنویسی رو دست کم نگیریم
هر سال که میگذره وبلاگ و وبلاگنویسی داره به اتفاقی فراموش شده تبدیل میشه متاسفانه. انگار دیگه چیزی به اسم وبلاگ و وبلاگنویسی وجود نداره. از وقتی که همهمون حرفها و گفتنیهامون رو تو صفحات شخصی خودمون تو شبکههای اجتماعی میگیم و محو جذابیتهای این صفحات رنگی شدیم، دیگه انگار وبلاگها برامون به صفحاتی سیاه… ادامه خواندن وبلاگ و وبلاگنویسی رو دست کم نگیریم
بیست و پنج
۲۵ آبان ۱۳۹۴ بود که من وارد ۲۵ سالگی شدم و توی دفترم یه متنی نوشتم. حالا بعد از گذشت تقریبا یک سال امروز چشمم خورد به اون نوشته و فکر کردم بنویسم و تو وبلاگم پستش کنم بهتر باشه. دقایقیست که بیست و چهار را تمام و کمال گذرانده و وارد بیست و پنج… ادامه خواندن بیست و پنج
کوله پشتی ۹۵
کولهپشتیِ ۹۴ رو که مینوشتم خیلی ذوق داشتم، آخه اولینبار بود که کولهپشتی مینوشتم، نه اینکه الان ذوق ندارم، چرا دارم ولی احساسم فرق کرده و دارم جدیتر به کولهای که میخوام ببندم فکر میکنم. وقتی میخوای کولهبارتو ببندی واسه سال ۹۵ باید سال ۹۴ رو مثل یه فیلم توذهنت مُرور کنی.تصمیم دارم چندتا از… ادامه خواندن کوله پشتی ۹۵