دسته: کتاب‌ها

معرفی کتاب‌های خوب و مورد علاقه و خوانده شده توسط من

معرفی کتاب؛ استیو جابز غلط کرد با تو

کتاب استیو جابز غلط کرد با تو

امروز صبح که از خواب بیدار شدم، می‌دانستم که باید شب را به نوشتن درباره کتابی بپردازم که دیروز آخرین صفحه‌اش را خوانده بودم. هر روز ورودم به خانه را با دیدن همسرم جشن می‌گیرم. پر انرژی‌تر و مثبت‌تر از او سراغ ندارم. دوش گرفتم. شام خوردیم. گپ زدیم. و حالا نوبت آن بود که […]

کتاب حق نوشتن را باید خواند؛ یک مرتبه نه، چندین‌بار

احتمالا اگر می‌خواستم با هدف نویسنده شدن بنویسم، باید خودم را درگیر فراهم کردن پیش‌نیازهایی می‌کردم که در ذهن همه‌ی ما، برای نویسندگی باید وجود داشته باشند. مثل یک فضای آرام و خلوت، اتاقی با نور کم، محیطی عطرآگین به عود، پخش یک موزیک ملایم و… اما من می‌خواهم فقط بنویسم. برای نویسنده شدن نه، […]

این کتاب را از آخر به اول بخوانید!

تقریباً دو سوم از کتاب رو خونده بودم که داشتم به این فکر می‌کردم چرا این کتاب همون کتاب جذابی نیست که محمدرضا شعبانعلی عزیز در این پست به معرفی اون پرداخته بود؟ ولی وقتی به یک سوم پایانی کتاب رسیدم همه چیز تغییر کرد و حالا تو دلم مُلتمسانه می‌خواستم که ای کاش این […]

تِستِ مامان

تست مامان

اسم عجیبی داره و اگه رو جلد کتاب نوشته نشده بود چطور با مشتری‌ها صحبت کنیم و با وجود دروغ‌هایی که از همه می‌شنویم، بفهمیم که آیا ایده‌ی کسب‌و‌کارمون به درد می‌خوره یا نه؛ یه درصد هم احتمال نمیدی این یه کتاب درباره‌ی بهتر پیش بردن ایده‌ها و کسب‌و‌کارمون باشه. راستش تست مامان متفاوت‌ترین کتابی […]

تلخ و شیرین؛ آنچه که گذشت

تو این مدتی که گذشت اتفاقات زیادی افتاد، اتفاقات تلخ دور و اطراف‌مون و اتفاقات شیرین واسه خودم که خب بزرگی و ناراحتی تلخی‌ها به اون اتفاقات شیرین و خوشحالیاش می‌چربید. تو این مدتی که گذشت نشد که بنویسم و وبلاگم رو که هر هفته به روز می‌کردم، به روز کنم با اینکه دور و […]

دروازه یکشنبه دوباره باز شد

کتاب دروازه یکشنبه

کم پیش میاد کتابی رو دوباره باز کنم و از اول دوباره بخونم اما کتاب دروازه یکشنبه رو دوباره باز کردم و دوباره خوندم.یه بار قبلاً این کتاب رو معرفی کرده بودم، همچنین کتاب دیگر نویسنده‌ی این کتاب یعنی کار من جادو کردن است. ولی شاید همین مقدمه‌ی پیمان قاسم‌خانی برای این کتاب و در […]

همین‌جاست، چی؟ اتاق.

خداحافظ اتاق؛ با این عبارت مطالعه‌ی کتاب اتاق رو به پایان رسوندم و حالا کتاب رو روی میز میگذارم و دستانم را به سمت کیبورد میبرم برای نوشتن از اتاقی که باعث شد با خوندن و دیدنش برای چند لحظه خیره بمونم و به این فکر کنم که ممکنه همه‌ی ما برای خودمون دنیایی رو […]