ارتباط چشمی برای من هم مشکل است

حدس می‌زنم تا به امروز بهترین رکوردی که از برقراری ارتباط چشمی با دیگران از خودم به جای گذاشته‌ام، بین ۴ تا ۵ ثانیه بوده باشد. اما جای امیدواری است که سعی می‌کنم این رکورد را هرسال چند صدم ثانیه‌ای بهبود دهم.

این رکوردی که از آن صحبت می‌کنم فقط در رابطه با ارتباط چشمیِ من با دوستان و آشنایانی است که آنها را می‌شناسم و باهم به گپ‌ و گفتگو می‌نشینیم. اما اگر فکر می‌کنید من در برقراری ارتباط چشمی با رهگذر‌ان خیابان و دور و اطرافیانم هم همین وضعیت را دارم، باید بگویم نه.

من از نگاه آدم‌‌ها قصه‌های زیادی را می‌فهمم. چشم‌ها حرف‌های ناگفته‌ی زیادی دارند. یا شاید هم حقیقت‌هایی که با دروغ، ظاهر حقیقت به خود گرفته‌اند. من اینها را خوب می‌فهمم و همین است که سخت می‌توانم به چشم آدم‌ها ذل بزنم و بدون آنکه در ذهن و جان من آبی از آب تکان بخورد، بدون وقفه به آنها نگاه کنم.

چشم‌ها انرژی دارند؛ چراکه تنها دروازه‌ای که انرژی درونی آدم‌ها از آن اجازه‌ی خروج دارد، چشمهاست. پس ناگزیر راه انتقال این انرژی باید همان دروازه‌ها باشند. من فکر میکنم احتمالا همه‌ی ما نیاز داریم تا مثل سایکلاپس یکی از اعضای گروه مردان ایکس، همواره برای مهار پرتوهای قدرتمندی از انرژی که از چشم‌هایمان ساطع می‌شود، عینکی مخصوص داشته باشیم.

من برای برقراری ارتباط چشمی نیاز به کات گفتن دارم، تا بتوانم سکانس بعدی که نگاه به چشمان مخاطبم است را دوباره بازی کنم. با توجه به مطلبی که در متمم خواندم، گویا این نوع ارتباط چشمی بهترین شکل تماس چشمی است. پس کمی به خودم امیدوار شدم.

ارتباط چشمی؛ تماس چشمی و پیامهای چشمهای ما | متمم
تماس چشمی به این معناست که ما گاه و بیگاه، به چشمان طرف مقابل نگاه می‌کنیم و دوباره نگاه از چهره‌ی او برمی‌داریم.
معمولاً این نوع نگاه کردن، مستقیماً به مردمک چشم طرف مقابل نیست؛ بلکه ما با چشمان‌مان فضای میان پیشانی و چشمان را جستجو می‌کنیم.
این‌که چقدر تماس چشمی برقرار کنیم و چقدر ارتباط چشمی را قطع کنیم، فرمول و قاعده‌ی مشخصی ندارد. اما مهم است به خاطر داشته باشیم که خیره شدن پیوسته و قطع کامل ارتباط چشمی مطلوب نیست. چون خیره شدن، طرف مقابل را معذب می کند و قطع کامل ارتباط چشمی هم پیام‌های دیگری را برای او ارسال می‌کند.
بنابراین می‌توان گفت قطع و وصل کردن دائمی ارتباط چشمی، بهترین شکل تماس چشمی محسوب می‌شود.

کار چشم‌ها فراتر از تماشاست

من فکر می‌کنم انرژی درون چشم‌ها و نگاه آدم‌ها فقط مخصوص همان لحظه‌ای که ارتباط چشمی برقرار می‌شود نیست. اگر از همان لحظه و از همان نگاه تصویری ثبت شود، شما با دیدن همان تصویر، چشم‌ها و نگاه خیره، می‌توانید داستان و انرژی آن لحظه را با تمام وجود حس کنید.

طبق عادت همیشه سعی می‌کنم یادداشت‌هایی که من را به تماشای زوایا و ابعاد دیگری از خودشان دعوت می‌کنند، در بُرد شخصی‌ام در تِرِلو ذخیره کنم تا سر فرصت از آنها بنویسم.

تقریبا یک سالی می‌شود که از دیدن مطلب کار چشم‌ها فراتر از تماشاست در یک‌ پزشک می‌گذرد و من تازه امروز از این یادداشت درباره مشکل بودن برقراری ارتباط چشمی برای خودم و احساسی که نسبت به آن دارم، نوشتم.

این عکس‌ها می‌توانند گواه حرف‌ها و احساس من نسبت به انرژی درون چشم‌ها و نگاه آدم‌ها باشند. پس شما را به تماشای داستان هر کدام از این عکس‌ها دعوت می‌کنم.

در رابطه با این نوشته نظری دارید؟ خوشحال می‌شوم من و خوانندگان این نوشته را هم از آن مطلع کنید