اندر حکایت سربازی رفتن

یه هفته مونده بود که برم سربازی و تصمیم گرفتم بخش فارسی وبلاگم رو راه بندازم و بنویسم هرآنچه را باید.
برای طراحی وبلاگ از متن‌های آماده لورم ایپسوم استفاده کردم و همین متن‌های آماده لورم ایپسوم موند روی وبلاگ تا الآن که نزدیک به دو ماه و نیمه از سربازی من می‌گذره.
هرچی باشه باید اولین پست رو اختصاص بدم به سربازی چرا که دم‌دمای رفتن به سربازی بخش فارسی وبلاگ رو راه انداختم 🙂

الآن که دارم این مطلب رو می‌نویسم روی کاغذ، نه اینکه تایپ کنم، تو نمازخونه یگان نشستم و با همون لباس سربازی با یه خودکار و کاغذ دارم می‌نویسم تا ساعت ۲۰ بشه و من برم سر شیفت تا ساعت ۲۴، در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ که فکر می‌کنم وقتی من دارم شیفت می‌دم اونایی که دنبال‌کننده‌ی کنفرانس‌ها هستند دارن کنفرانس اپل برای معرفی آیفون ۷ رو می‌بینن 🙂

شاید مطالبی که می‌خوام از روز پست کردن دفترچه تا روز برگشتن از آموزشی رو بنویسم برای دوستانی که می‌خوان برن سربازی که امیدوارم سربازی رفتن برای همیشه منحل بشه و نرن، جالب و مفید باشه.
sarbazi

دیگه دفترچه پست نمی‌کنن، می‌رن پلیس‌+‌۱۰

قبلن‌ها وقتی می‌خواستن برن سربازی یه دفترچه‌ی سربازی می‌گرفتن و می‌خوندن و فرم‌هاشو پر می‌کردن و می‌رفتن معاینه پزشک و واکسن می‌زدن و دفترچه رو پست می‌کردن تا نامه یا برگ اعزام براشون بیاد.
الآن هم تقریباً همونه ولی یکم راحت‌تر شده. به این شکل که می‌رید پلیس+۱۰ می‌گید می‌خوام برم سربازی، یه چندتا فرم و کاغذ می‌دن بهتون و یه سر می‌رید کافی‌نت و ثبت‌نام می‌کنید و با یه کد رهگیری و فرم‌های پر شده که برای ۲ تا از فرم‌ها باید برید معاینه پزشکی و زدن واکسن، بعدش با مدارک و فرم‌ها می‌رید پلیس+۱۰ و درخواست رفتن به سربازی‌تون رو تکمیل می‌کنید و ارسال میشه واسه سازمان نظام وظیفه. از اینجا به بعد منتظر می‌شید برگ تاریخ اعظامتون بیاد دم خونه یا اینکه می‌تونید بعد از مدتی برید پلیس+۱۰ و از اونا برگ تاریخ اعزامتون رو بگیرید.

در حال حاضر امکان اینکه تاریخ اعزامتون رو عقب بندازید یا به عبارتی تمدید کنید هست اما باید بهتون بگم که وقتی اقدام می‌کنید برای رفتن به سربازی کمه‌کم شش ماه بعد تاریخ اعزامتون می‌خوره.

معافیت پزشکی و دردسرهاش

من خیلی ناخواسته افتادم تو پروسه‌ی معافیت پزشکی. چطور؟
معاینه پزشکی که می‌ری یه قد و وزن رو چک می‌کنه و یه فشار خون رو چک می‌کنه و می‌پرسه سالمی یا نه، همه چی که اوکی باشه برگه رو امضا می‌کنه و به سلامت.
من که رفتم دکتر فشار خونم رو گرفت و گفت خیلی بالاست. با تعجب پرسید خوبی؟ گفتم آره. گفت یه ۲۰ دقیقه بشین تا دوباره فشار خونت رو بگیرم. دوباره فشار خونم رو گرفت و باز بالا بود!
تو برگه‌ام نوشت فشار خون دارم و ممکنه معاف بشم! من هم تو دلم خوشحال که ایول الکی الکی معاف شیم چقدر خوب میشه و از همه چی بی‌خبر نمی‌دونستم پروسه‌ی معافیت پزشکی خیلی طولانی و سخت هست.

پلیس+۱۰ به جای ارسال درخواست رفتن به سربازی برای سازمان نظام وظیفه، درخواست معافیت زد و بعد از چند هفته اس‌ام‌اس اومد که فلان روز برم بیمارستا ۵۰۲ ارتش. همون روز رفتم و گفتن فردا با این مدارک و ۳۵۰ تومن پول برم اونجا!! فرداش رفتم و ازم اِکو و نوار قلب گرفتن که همین دوتا شد ۳۰۰ تومن!
فکر کردم دیگه تموم شد ولی نگو تازه شروع شده 🙂

برام وقت تعیین کردن فلان تاریخ که انقدر جلوتر از من وقت پر بود که چند ماه بعد نوبتم شد، واسه همینه می‌گن پروسه ی معافیت پزشکی زمان‌بر هست. باید میومدم ۴۸ ساعت تو بیمارستان بستری می‌شدم تا یه دستگاهی بهم وصل کنن که هر نیم‌ساعت فشار خونم رو بیگیره و از اون تصمیم بگیرن فشار خون دارم یا نه.

بستری شدن در بیمارستان

آرزو می‌کنم همه مریض‌ها خوب بشن و کسی مریض نباشه و سلامتی آرزوی اول و آخرمون باشه.
من بودم و یه اتاق ۴ تخته و یه تلویزیون کوچیک برفکی و دو تا هم‌تختی باحال که مثل من اومده بودن برای معافیت پزشکی و یه کتاب که آورده بودم بخونم، کتاب کار من جادو کردن است از خانم آنالی اکبری.
تو بیمارستان ۶ صبح صبحونه میدن، ۱۲ ظهر ناهار می‌دن و ۶ عصر هم شام میدن!!

تو بیمارستان جو غم‌انگیزی حاکم هست و آدم واقعاً ناراحت میشه از ناراحتی دیگران 🙁 از حال و روز مریضای اونجا و همراهاشون، از گریه‌ها و گله‌های عزیزانی که اونجا هستن. از اینکه می‌شینن پشت پنجره و بیرون و آدمای بیرون رو یه جور دیگه که شاید ما نفهمیم نگاه می‌کنن.

خلاصه این دو روز هم با همه خوبی‌ها و بدی‌هاش گذشت و مرخص شدم، البته بماند که همین دو روز بستری شدن ۴۰۰ هزار تومن خرج گذاشت رو دستم و سر جمع ۷۰۰ تومن خرج شد برای یه معافیت پزشکی.

کمیسیون پزشکی و ۳ پزشک

یکی دو ماه بعد از مرخص شدن از بیمارستان یه نامه اومد که فلان تاریخ کمیسیون پزشکی من هست.
رفتم سازمان نظام وظیفه دیدم کلی آدم مثل من اونجا هستن. نوبت من شد، رفتم داخل، سه تا دکتر نشسته بودن و پرونده من رو همشون چک کردن و گفتن بیرون منتظر باشم.
یه سرباز اومد و از رو پرونده‌ها اسم‌ها رو می‌خوند و می‌گفت سرباز، معاف از رزم، معاف. به اسم من که رسید گفت: سرباز.

اینجا یک منطقه نظامی است

قبل از اینکه برم یزد یه نگاهی کرده بودم ببینم پادگان آیت‌الله خاتمی یزد کجاست و راجع‌به‌اش کسی چیزی گفته. از چیزایی که خوندم و دیدم می‌دونستم ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر خارج شهر هست و پادگان بزرگی هستش.
وارد دژبان پادگان که شدیم وسایلمون رو گشتن و برگه‌هایی بهمون دادن که مشخص می‌کرد افتادیم تو چه گردان و گروهانی.
همه حال عجیب و غریبی داشتن.

راستش باید بگم دو شب اول آموزشی از مزخرف‌ترین شبا و روزای آدم میشن 🙁 یه بغض عجیبی گلوی آدم رو میگیره که نه میزاره چیزی بخوری، نه حرف بزنی. خیلی هم نتونی جلو خودت رو بگیری می‌ری یه گوشه یا زیر پتو گریه می‌کنی.
این حالت بعد از چند روز عادی میشه و دیگه آدم به محیط و شرایط عادت می‌کنه. چند روز اول همش به توجیه شدن میگذره که اینجا یک منطقه نظامی هست و خونه خاله نیست. نظم حرف اول و آخر رو میزنه و قصد علی هذا 🙂

آسایشگاه

شب اول که وارد آسایشگاه شدیم دقیقاً یاد رمان کوری افتادم! رفتیم داخل آسایشگاه و با کلی تخت نامرتب و کثیف رو‌به‌رو شدیم.
هر کسی رو یه تخت خوابید تا روزای بعد بر اساس کد سازمانی مرتب شدیم و روی تخت‌ها مستقر شدیم. تو پادگان هر کسی یه کد سازمانی داره که بیش‌تر با اون کد صدا می‌زنن. کد سازمانی من ۱۰۱-۳۴ بود، یعنی گروهان ۳۴ کد ۱۰۱.

در طول روز چه کارهایی انجام میشه

۱۵ روز اول آموزشی من خورد به ماه رمضان. روال کار اینجوری بود که ساعت ۰۲:۳۰ بیدارمون می‌کردن می‌رفتیم برای خوردن سحری و بعد نماز صبح. بعدش فرصت بود یه ساعتی بخوابیم و بیدار شیم برای نظافت و آنکارد تخت و کمد که اگه خوب انجام نمی‌دادی پست یا نظافت تنبیهی می‌خوردی. نظافت آسایشگاه و دستشویی و پست آسایشگاه هم به ترتیب کد سازمانی انجام میشد تا به مرور پست‌ها و نظافت‌های تنبیهی زیاد می‌شد و اگه جزء‌شون نمی‌بودی، کمتر پست می‌خوردی و نظافت می‌کردی.

ساعت ۷ صبح صبحگاه گردانی بود که خیلی مهم نبود، فقط شنبه‌ها صبحگاه مشترک بود که جدی گرفته می‌شد.
۷:۱۰ دقیقه کلاس‌ها شروع میشد تا ۱۲:۳۰ که تشکیل شده بود از ۴ تا کلاس با فاصله‌ی ۱۰ دقیقه استراحت بین هر کلاس.
بعد کلاس‌ها نماز ظهر و بعدش تا ساعت ۷ در اختیار خودمون بودیم که معمولاً می‌خوابیدیم. ساعت ۷ تا ۸ ختم قرآن و نماز مغرب و عشاء و افطار. بعدش هم قُرُق و آمارگیری و ساعت ۱۰ یا ۱۰:۳۰ خاموشی.
باید بگم تو ماه رمضان واقعا فقط خوردیم و خوابیدیم، کلاس عملی هم نداشتیم، یعنی خیلی خوب بود دیگه 🙂
اما بعدش…

اما بعد از ماه رمضان و رفتن به میان‌دوره و برگشتن، تازه آموزشی به معنای واقعی برامون شورع شد.
ساعت ۴ صبح بیدارباش بود و نماز صبح و ساعت ۵ صبحانه و ساعت ۶ نظافت و آنکارد و این داستانا تا ساعت ۷ صبحگاه و شروع کلاس‌ها تا ۱۲:۳۰.
نماز ظهر و عصر تا ۲:۳۰ و ساعت ۳ دوباره کلاس بوذ تا ساعت یه ربع به ۶ که ۲ تا کلاس برگزار میشد. ساعت ۶ تا ۷ هم در اختیار خودمون بودیم که میشد استراحت کرد یا رفت حمام و لباس شستن و این داستانا. ساعت ۷ شام و بعدش نماز مغرب و عشاء و قُرُق و ساعت ۹:۳۰ یا ۱۰ خاموشی.
منظور از قُرُق یعنی به خط شدن و آمار گرفتن و توجیهات و توضیحات فرمانده.

کلاس‌ها

کلاس‌های دوره آموزشی عملی هست و تئوری. تئوری‌ها مثل احکام و عقیدتی سیاسی و این داستانا که اگه مربی‌اش گیر نباشه میشه راحت خوابید، چرا که تو دوره‌ی آموزشی به شدت دچار کمبود خواب میشید 🙁
کلاس‌های عملی هم از درس‌هایی مثل تاکتیک، صف‌جمع یا همون رژه، تخریب یا همون پرتاب نارنجک، سلاح و این چیزا تشکیل میشه.

سلاح و تجهیزات

به هر سرباز یه سلاح کلاش میدن که همیشه باید همراهش باشه و ازش مراقبت کنه، در واقع یه سلاح ۳/۵ کیلویی رو همیشه باید همه‌جا با خودتون ببرید، حتی دستشویی، غیر از ساعت‌های استراحت.
یه سری تجهیزات هم مثل کلاه آهنی و بند حمایل و قمقمه هم میدن که برای درس تاکتیک و کارای عملی، راهپیمایی برد بلند و کوتاه (۱۰ کیلومتر تا ۳۰ کیلومتر) و رفتن به میدون تیر باید همراهتون باشه.
نزدیکای اردو هم یه کوله می‌دن که برای اردو وسایل مورد نیازتون رو با اون می‌برید به اردو.

اردو، نمک دروه‌ی آموزشی اما سخت

۵ روز آخر باید رفت اردو و هر ۱۲ یا ۱۴ نفر یه چادر می‌زنن و اون ۵ روز سخت رو میشه با یه جمع دوستانه ۱۲ نفری باحال شیرینش کرد.
توی اردو در واقع به چیزایی که تدریس شده عمل میشه و زندگی در شرایط سخت اونجا معنی پیدا می‌کنه.
تنها چیزی که ممکنه خیلی کلافه‌کننده باشه نظافت شخصی و نرفتن به حمام و صف‌های طولانی دستشویی هست و اگر نه بقیه چیزهاش جذابیتی داره که گذر زمان تو اردو رو سریع می‌کنه.

البته اینم بگم که اردو خطرات خودش رو هم داره، اگه از انفجارها و پیچ خوردن پا تو تاریکی شب و اینا گذر کنید، باید مواظب عقرب‌گزیدگی هم باشید که واسه جلوگیری ار این مورد دور چادر گازوئیل می‌ریختیم.

شایعات و تهدیدها

توی آموزشی تا دلتون بخواد تهدید میشید که اگه این کارو کنید اِل میشه بِل میشه، ولی خیلی توجه نکنید.
یکی از تهدیدهای شایع در آموزشی تجدید دوره شدن هست، به این معنی که در صورت انجام یه سری کارها باید برید با سری بعد از اول دوره آموزشی رو بگذرونید. حالا می‌خواد یه ماه از آموزشی‌تون گذشته باشه یا ۱۰ روز یا هرچی که اینم خیلی کم اتفاق میوفته.

شایعات هم که مثل نقل و نبات تو پادگان دهن به دهن می‌چرخه و نمیشه بهشون توجه نکرد ولی بهتره بیخیال باشید تا زمانی که خود فرمانده قطعی یه موضوعی رو بگه.

گریه‌های اول و آخر

روزای اول به خاطر دلتنگی و دوری از خانواده و جدا شدن از زندگی عادی و اومدن به یه محیط نظامی غیر دوست‌داشتنی و زندگی تو شرایط سخت، بغض می‌کنی و گریه‌ات می‌گیره.
ولی روزای آخر هم به خاطر جدا شدن از دوستایی که ۲ ماه در کنارشون زندگی کردی و اون سختی‌ها رو به لطف وجود اونها تحمل کردی و حالا داری ازشون جدا میشی، بغض می‌کنی و گریه‌ات می‌گیره.

یکی از خوبی‌های دوره‌ی آموزشی آشنا شدن با ایران هست!! یعنی چی؟
تو آموزشی آدم با بچه‌های مختلف از شهرهای مختلف ایران آشنا میشه که در واقع با کشورش ایران آشنا میشه.
هر کدوم از این بچه‌ها و دوست‌ها دنیایی از حرف و داستان و پر از مرفت هستن که دوست داری همینجوری بشینی پای حرفاشون و لذت ببری و بفهمی دنیا چقدر بزرگ‌تر از اونی هست که فکر می‌کنی.

شهر یزد

غیر از میان‌دروه، دو روز تعطیلی پشت‌سر هم به ما خورد و بهمون مرخصی دادن که اونقدر فرصت نبود بیام تهران واسه همین با یکی از دوستای خوبم که بچه بوشهر بود و مهندس معمار، تصمیم گرفتیم بریم هتل و این دو روز رو با این دید که اومدیم شهر یزد مسافرت برای تفریح، لذتش رو ببریم.
با اینکه به واسطه بودن تو پادگان و دوره‌ی آموزشی تو شهر یزد از این شهر بدمون میومد ولی این دو روز و گشتن تو بافت قدیمی یزد و جاهای دیدنیش، ما رو با شهر یزد آشتی داد.

yazd

توصیه می‌کنم برای مسافرت حتماً شهر یزد رو هم در نظر داشته باشید، مخصوصاً برای اقامت هتل داد رو پیشنهاد می‌کنم که به نظرم معماری خیلی قشنگی داره و خاطره‌ی خوبی براتون رقم می‌زنه.

وسایل مورد نیاز

اکثر وسایل مورد نیاز رو بهتون در قالب جیره میدن، اما احساس می‌کنم بردن وسایل زیر حتماً به دردتون می‌خوره:

نخ و سوزن (حتماً ببرید)
لباس زیر و شلوار راحتی
لوازم بهداشتی
پول نقد، چون معمولا پادگان‌ها عابر بانک ندارن (در حد ۱۰۰ تومن کافیه)
بشقاب و قاشق و لیوان (حتماً ببرید)
قرص‌های ویتامینه و سرماخوردگی و سردرد

پایان آموزشی و شروع ۲۱ ماه…

بعد از اینکه آموزشی رو تموم می‌کنی فکر می‌کنی دیگه قسمت سخته ماجرا تموم شده، تا حدودی هم درسته، اما قسمت سخته ماجرا اینه که تو باید ۲۱ ماه هر روز وقتت رو بزاری برای انجام کارهایی که هیچ ثمره‌ای برات نداره.

سعی کردم خلاصه و کم بنویسم ولی فکر کنم خیلی زیاد شد. شما هم همش رو نخونید 🙂 هرجاش که به دردتون میخوره رو بخونید 🙂
الآن ساعت ۲۳:۱۰ هست و من ۵۰ دقیقه دیگه شیفتم تموم میشه و تو طول شیفت این پست از وبلاگم رو نوشتم تا فرداش تایپ کنم و پست کنم. فکر کنم دیگه کنفرانس اپل هم تموم شده باشه.
هر سوالی داشتید خوشحال میشم تو قسمت نظرات بپرسید تا با هم دیگه بتونیم به کامل‌تر شدن این پست کمک کنیم.

با آرزوی اجباری نبودن سربازی، آرزوی بهترینا رو براتون دارم.

به‌روز رسانی (اول مهر ۱۳۹۸): دوستانی که لطف کردن و این یادداشت رو خوندن، توصیه می‌کنم حتما بخش نظرات رو هم یه نگاهی بندازین، تو بخش نظرات دوستان زیادی سوالات خودشون رو پرسیدن و من هم سعی کردم تا جایی که می‌تونم دوستان رو راهنمایی کنم. شاید پرسش و پاسخ‌های بخش نظرات هم کمک‌تون کنه.

خودتون هم هر سوالی داشتین بپرسین و منم سعی می‌کنم در سریع‌ترین زمان جواب بدم و تا جایی که اطلاع دارم راهنمایی‌تون کنم.

نظرات خوانندگان این نوشته

  1. به عنوان کسی که درخواست معافی کفالت دادم و بعد ۷ ماه به زور و تحقیر و… قبول موقت کردن، خوندن متنت باعث شد تصور کنم چه وضعیتی میتونست باشه. اتفاقاً دقیقاً داشتم کنفرانس اپل میدیدم اون موقع که نوشتی همونطور که نوشتی.
    روحیه آدم همه چیزشه.
    امیدوارم خوب پیش بره رفیق.

    • همه ام که معافین . رفیق توام که الان باید خدمتت تموم شده باشه. مال من تازه شروع شده و الان مث اون زمانیم که این مطلب و نوشتی.تو کلاش دو کیلویی رو دوشت میزاشتی من ژ۳ هشت کیلویی خخ.افتادم یگان پاسداری. ۴۸ پست۱۸ازاد .اتقد بده درخواست دادم برای مرز

      • ای داداش منم افتادم مرزبانی و تازه شروع کردم . ایشالا برای مرزبانی قبولت کنن چون تنها چیزی که نداری امنیته وگرنه خوبیای خودشو داره . چه کنیم دیگه باید بگذره . الان که اینو مینوسیم میان دوره اموزشی ۹۰ روزه پادگان ثامن مشهد هستم

      • سلام اقا محمد
        من اعزام ۱دی هستم،پادگان خاتمی یزد،امریه قرارگاه خاتم گرفتم.
        من پای چپم یه مشکل داره و نمیتونم پاشنه پای چپمو کامل بزارم زمین(یه جورایی یه ذره رو پنجه راه میرم پای چپمو،بعد معاینه پزشکی که واسه پست کردن دفترچه رفتم،یه کاری کردم که دکتر مشکلمو نفهمه و عادی واسم رد کرد.بعد معاینه پزشکی قرارگاه خاتم رفتم اونجا هم دکترش نفهمید(البته کل بدنمو معاینه نکردن،منظورم اینه که لخت نشدم که بخواد دقیق معاینه کنه،روی بازوم جای چاقو هستش که یه بار خفت شده بودم چاقو زدن بازمو).
        حالا سوالم اینه که بنظر شما من که میرم پادگان خاتمی،میتونم پرونده های پزشکیمو که واسه چندسال پیشه به فرمانده نشون بدم که از یه سری فعالیت های رزمی و ورزشی مثل دویدن و رژه و اینا معاف شم یا اصلا به این چیزا توجه نمیکنن و باید منم مثل بقیه فعالیت کنم؟چون قبلا پوتین یکی از دوستای سربازمو پوشیدم و موقع دویدن پام اذیت میشد.
        یه سوال دیگه اینکه بنظر شما واسه اینکه امریه هستم یه بار دیگه بدنمو چک میکنن؟

        • سلام رضا جان
          راستش من میدونم برای پذیرش نباید معاف از رزم باشیم، اما برای امیریه رو اطلاع درست ندارم. اطلاع دادن از پرونده پزشکیت احتمالا نتیجه‌اش میشه معاف ار زرم شدن. اگه از این موضوع مطمئنی که معاف از رزم بودن تو امریه بودنت مشکلی ایجاد نمیکنه مطرح کن.
          اما مواظب این ریسک هم باش که یه وقت تجدید دوره نشی.
          متاسفانه هیچ چیز مشخصی تو سربازی وجود نداره و بر اساس تصمیم فرمانده‌ها ممکنه هر لحظه تو با چیز جدید رو به رو بشی
          برای سوال آخر هم من واقعا اطلاعی ندارم نسبت به این موضوع، حتما از دوستان دیگه پرس و جو کن رضا جان
          ایشاالله که به خوبی و خیریت این دوره برات سپری بشه
          مخلصیم

          • سلام ممنون بابت سایتتون من از چند تا سایت شنیدم سربازهایی که سن کمتری دارند از طرف سربازها اذیت و آزار و گاه تجاوز بهشون میشه درسته راستش خیلی میترسم و استرس دارم چون مرداد اعزامم

  2. بازتاب: معافیت فشار خون – فارس نتورک

  3. بازتاب: پس کی تموم میشه! | محمد عباسی‌فرد

  4. سلام متولد ۷۶ هستم و متاهل ..سال ۹۵ باید اعزام میشدم که نرفتم ..حقیقت برجی ۱میلیون تومن قسط وام دارم ..مستاجر هستم ..نمیدونم چه کار کنم ..از این بدتر هرجا میرم برای کار ..میگن کارت پیان خدمت چه کار کنم

    • حسین جان متاسفانه این معضلی هست که همه ما به اون دچاریم. مانع سربازی به هر نحوی باید برداشته باشه برای انجام خیلی از کارها.
      امیدوارم بهترین کار رو برای رسیدن به بهترین نتیجه انتخاب کنی.
      یه تجربه هم بهت می‌گم. اگه بتونی تو هر زمینه‌ای مهارت خودت رو افزایش بدی، جدا از مدرک و رشته تحصیلی، میشه تو جاهای خصوصی و بدون داشتن کارت پایان خدمت هم مشغول به کار شد. اکثر شرکت های خصوصی به مهارت و توانایی افراد توجه می‌کنن تا مدرک.

  5. چه خاطره جالبی…😊اما واقعاً سربازی خیلی زورررررره مگه یه آدم چن سال زندس؛ که ۲سال از عمرشو الکی از دس بده.!!
    سال دیگه کنکور دارم… اگه واسه دندون پزشکی قبول شم خیلی خوبه؛ اونوقت فرار میکنم میرم….

  6. خوش به حالت این مانع از سر راهت برداشته شد منم برای فشار خون اقدام کردم یه سوالی داشتم میگن نمیزارن چیزی با خودت توی بیمارستان ببری درسته؟ ملاقات هم ممنوعه؟ یعنی راهی نیست توی بیمارستان دارویی چیزی خورد که فشار رو بالاتر ببره؟ با هولتر روی بازو فشار خون رو اندازه میگیرین؟

    • آره واقعا، ایشاالله برای تو هم حل میشه سینا جان.
      تقریبا آره نمیزارن ولی بازم میشه یه کارایی کرد، ملاقات هم آزاده، می‌تونن بیان بهت سر بزنن تو این دو روز، ریسکه یکم، باید حواست باشه نفهمم، آره با هولتر هر نیم ساعت فشارت رو میگیرن و شبا موقع خواب هر یه ساعت.

  7. سلام
    یک سوال دارم لطفا جواب بدید
    من رشتم ریاضی بود کنکور دادم ولی از رشتم خوشم نمیومد میخواستم برم تجربی برای پزشکی که نذاشتن گفتن باید بری سربازی تا بتونی دوباره کنکور بدی من دیپلم ریاضی دارم ولی دانشگاه ننوشتم و فرم پر کردم برای سربازی که برگردم کنکور بدم میخواستم بدونم درجه تحصیلی خیلی زیاد توی سربازی تاثیر داره و من که با دیپلم میرم وضعیتم چطور میشه کسیم ندارم تو اقوام که ازشون بپرسم لطفا جوا بدید
    در صمن من همه متنتونو خوندم خیلی عالی بود ممنون

    • چیزی که من تجربه کردم خیلی فرق زیادی بین لیسانس‌ها و دیپلم‌ها نیست تو سربازی. مهم‌ترین فاکتور تو سربازی محل خدمت و فرمانده‌هایی هستن که با شما در ارتباط هستن که اگه آدم باشن و اذیت نکنن واقعا باید خداروشکر کرد.
      من با مدرک لیسانس دستشویی شستم، هر روز تی کشیدم و خیلی کارهای دیگه. شاید تو بخشی که مورد استفاده قرار می‌گیریم تو سربازی، مدرک تحصیلی تفاوت ایجاد کنه.
      موفق باشی محمدحسین جان 🙂

      • خیلی ممنون بابت پاسخگوییتون همه استرسم قبل رفتن همین بود که شما کمک کردید خدا خیرتون بده
        من هم برای شما ارزوی موفقیت میکنم
        تشکر

          • سلام آقا محمد متنتو خوندم چون تجربه نکردم فقط تونستم تجسم کنم و خیلی از حرفایی ک خیلیا میزننو باهاش مقایسه کنم خیلی خوبو ملموس توضیح داده بودی
            ی سوال دارم من شب کوری دارم تو تستا های بیمارستانیم اثبات شده و گفتن درمان نداره
            سنوات دانشگاهم تموم شده و میخوام قبل از انصراف ازدانشگاه برم برای معافیت حالا یا معاف شم یا سرباز بعد درس بخونم به نظرت معافم میکنن یا یجوری ازروش رد میشن؟؟

          • سلام مهرداد جان.
            اول از همه دمت گرم که وقت گذاشتی و خوندی این مطلب رو، و خیلی خیلی زیاد ممنون از محبتت.
            راستش معافیت پزشکی چیز عجیبیه، هیچ‌وقت نمی‌تونی درباره‌اش صد در صد نتیجه بگیری و همیشه غافل‌گیرت میکنه. اما پیشنهاد می‌کنم حتما پیگیر باش، شاید معاف شدی. ایشاالله که معاف بشی و تمام تمام.
            بازم ممنونم

  8. وای بگم چیکار کنند ساعت ۲ شب منو خندوندی.من دی ماه اعزام ام. خدا بخیر بگذره من متولد ۱۳۷۳ ام بعد از ۷ سال درس خوندن. اینقدر اضافه وزن پیدا کرده ام و تنبل شدم که نگو چه دهنی از من سرویس خواهد شد:)) شانسی که من دارم با فوق لیسانس مرزبانی نباشه خوبه

  9. سلام. مطلب خوبی بود برای منی که تا چند ماه دیگه میخوام برم تعیین تکلیف بکنم. بدلیل یک واحد افتاده ننگین در درسم مجبورم برم دنبالش تا ثبت نامم کنن برای امتحان دادن.
    ببین الان من متولد ۷۸ شهریورم و به گفته مسئولین مدرسه من قیبت دارم بنظرت کی برم دنبال سربازیم که تاریخ اعزامم بیافته ۱۹ اسفند (۹۷)؟
    بعد اینکه الان منو داداشم دو قلو هستیم +۲ خاهر مجرد و مادر بالای ۵۰ سال و پدرم هم فوت کرده (مستمرری بگیر هستیم از بیمه) بنظرت یکیمون معاف میشه؟ ایا میشه یکیمون کفالت بگیره؟

    از چند تا جاهم شنیدم که عقب جلو میکنن سربازیمونو! یعنی اول من برم بعد از من داداشم بره، این درسته؟

    و دراخر اصلا این چیزای بالا گفتم شامل مایی ک قیبت داریم میشه یا نه؟

    امیدوارم پاسخ بدی 🙂

    • سلام سامان جان، اول از همه آرزوی سلامتی برای خانواده‌تون و شادی روح برای پدرتون دارم.
      راستش این سوالایی که داری رو پیشنهاد می‌کنم یه روز بری پلیس+۱۰ بپرسی که جواب درست و راهنمایی درست بهت بدن، من الان خیلی وقته اطلاعی از این موارد ندارم و متاسفانه روز به روز هم همه چیز عوض میشه تو این مملکت!!
      از این بابت شرمنده‌ام و امیدوارم بتونی معاف شی و این ۲۴ ماه عمر و زمانت از دست نره.
      ممنون بابت نظرت برای این نوشته 🙂

  10. سلام من امیر حسینم و مشکل فشار خون دارم هیجده ماه خدمت کردم دوماه دیگه از خدمتم مونده هنوز دارم پست میدم بعضی شبا از سر درد پتو رو گاز میگیرم و مادرمو صدا میزنم من برای این دوماه اخر همه کار کردم که اداریم کنن تا شبو بدون استرس تو خونه باشم اما با همینم موافقت نکردن حالا فقط التماسشون می کنم که کمیسیون نفرستن تا این اخر خدمتی رو کارتم معافی نخوره من که کاری از دستم بر نمیاد چون قدرت دست ایناس فقط واگذار می کنم به خدا و اینکه انقدر خسته ام دوست دارم شب که خوابیدم صبح بیدار نشم

    • سلام امیرحسین جان
      چی بگم آخه، خیلی از بچه‌ها و هم‌خدمتی‌هام بودن که شرایط مناسبی نداشتن، اما متاسفانه فرمانده‌ها ما رو به چشم یه انسان نگاه نمی‌کنن، هر موردی رو هم فکر میکنن داریم فیلم بازی می‌کنیم.
      تمام تلاشت رو بکن تو این دو ماه معافی برات رد نشه که خیلی بده، ۱۹ ماه خدمت کنی با هر سختی، بعدشم معافت کنن و کارت معافی بگیری.
      امیذوارم اوضاع خوب پیش بره برات 🙂

  11. سلام متن رو خوندم و برام جالب بود من ۱۴ روز دیگه تا پایان خدمتم مونده و حرفات منو یاد بدترین پادگان ایران انداخت پادگان محمد رسول الله بیرجند معروف به جهنم سبز که آموزشی همه چا ۴۵ روزه ولی ما ۹۰ روز خدمت کردیم پستای سخت تنبیهات نظامی فوق العاده سخت و مناطق نظافتی این پادگان حدود ۳۰ تا برجک داره دیگه شما تصور کنید چقدر بزرگه و تا میدون تیر و ادروگاه ۲ کیلومتر راه.آب شیرین نداره و خیلی آبش شوره و آب سرد کن نداره فقط بعضی روز ها یخ میاوردن تو تانکرا میریختن که به دلیل گرمای بیش از حد و شوری آب فقط نیم ساعت آب سرد میموند

    • سلام حمید جان، ممنون که تجریبایتت رو به اشتراک گذاشتی. کاملا درک میکنم چه شرایطی داشتین اون هم با اوصافی که تو داشتی و واقعا ناراحت کننده‌اس. امیدوارم این سربازی لعنتی یه روزی به شکل درست در بیاد و به اجبار نباشه.
      ممنون 🙂

    • گذشت نه ؟ تازه شروع کردم من :)))))))))) همه امیدم به خداس چون ب جز خودش پارتی ندارم

  12. وبلاگ جالبی داری با دقت خوندم، یه سوال داشتم من چند سال غیبت دارم الان میخوام برم سربازی، نمیخوام چند ماه دیگ اعزام بشم، میخوام یه ماه دیگ اعزام شم، میشه به نظرت؟ یا میوفته چند ماه دیگ؟

    • فرهاد جان اول از همه واقعا شرمنده بابت دیر جواب دادن به کامنتت. ممنون از لطفت 🙂
      راستش تا جایی که می‌دونم امکانش هست، اما حتما برو پلیس+۱۰ بپرس و مطمئن شو، ممنون 🙂

    • راستش یاشار جان منم که با لیسانس رفتم سربازی خیلی فرقی با دوستانی که دیپلم داشتن، نداشتم. به هر حال یه ۲۱ ماهی به گردن همه‌مون به اجبار هست، دیر یا زود باید رفت متاسفانه.

  13. زاهدانم و بارها تو بطن درگیریها بودم اولش استرس داشتم ولی الان دارم با هیجانش لذت میبرم فوق فوقش کشته میشم ک اونم فدا سرم😃😃الانم اومدم مرخصی یا علی

    • جونت سلامت رفیق، این حرفا چیه، ایشاالله به امید خدا به خیر و سلامت سپری میشه، دمت گرم که انقدر با روحیه با این موضوع کنار اومدی، خدایی دمت گرم. علی یارت.

  14. سلام عرض میکنم خدمت آقا محمد گل و عزیز..ممنون که جواب همه رو میدی و از نگرانی در میاری
    عرضم به حضورتون که من واریکسل خفیف دارم ولی به دلایلی نمیخوام که تو معاینه اعزام به سربازی مشخص بشه و اگه دکتر معاینه کننده متوجه این موضوع شد به نظرتون امکانش هست که ننویسه واریکسل دارمو این موضوعو نفهمن؟

    • سلام کامران جان، ممنون از لطف و محبتت.
      راستش من خودم قبل اعزام رفتم معاینه پزشکی، دکتر عزیز فقط یه فشار خون گرفت و قد و وزن، بعدش چندتا سوال پرسید و اگه من مورد خاصی رو اگه خودم بهش اعلام میکردم، مثل واریکسل یا شکستگی یا هرچی، اون تو برگه یادداشت میکرد که برم پلیس+۱۰ و به جای اعزام به سربازی، معرفی بشم به بیمارستان جهت بررسی موردی که ما بهش اشاره کردیم. یعنی اگه چیزی نگیم اونا اصن کاری ندارن.
      تو مورد خود من هم، من نگفتم فشار خون دارم، فشارم رو که گرفت بالا بود و گفت من باید بنویسم که فشارت بالا هست و بری تو پروسه معافیت پزشکی که بعد از کلی هزینه و دردسر آخرشم چیزی نبود، البته خداروشکر، سلامتی خیلی ارزشمنده.
      خلاصه به این شکل. امیدوارم این موضوع و مرحله از زندگی برای تو هم به خیر و سلامت سپری بشه 🙂

  15. پستت خیلی جالب بود. منم خودم یک اسفند اعزامم .اگه میشه در مورد یگان و مشکلاتشم یه مطلبی بزاری چون هیچجا توی یگانا چیزی ننوشتن 🙁

    • ممنون فرزین عزیز
      ایشاالله به خیر و سلامت این دوره برات سپری بشه. پیشنهاد خوبیه. اما به صورت کلی تو یگان یه سری کار روتین انجام میشه و سر و کله زدن با فرمانده‌ها و سرباز‌های دیگه جز اتفاقات هر روز هست. اما همه چیز به انسان بودن آدم‌های پادگان و فرمانده‌ها بر میگرده. امیدوارم تو مسیر فرمانده‌های انسان قرار بگیری. بازم ممنون 🙂

  16. من دیروز دفترچه رو فرستادم اما دکتر گفت اضافه وزن داری و باید بری کمسیون! هرچند من دلم نمیخواست برم اما ظاهرا باید برم و شاید هم معاف از رزم بشم که دلم نمیخواد…

    • راستش منم همین اتفاق برام افتاد، ناخواسته افتادم تو مسیر کمیسیون پزشکی و بعد از یک سال هدر رفتن وقتم و کلی هزینه بیمارستان هیچی برام نداشت و رفتم سربازی. معاف از رزم هم اتفاق خوبی نمی‌تونه باشه، از آدم کارای خدماتی می‌کشن. ایشاالله خیر باشه. ممنون محمد جان بابت نظرت 🙂

  17. سلام اقای عباسی فرد
    میشه بگید نظافت سرویس بهداشتی و کلا بحث نظافت به چه صورت هست تو دوران اموزشی بنده حاضرم مدام تو درگیری باشم و پست بدم ولی این کار رو انجام ندم راستش ی کوچولو بد دلم من .

    • سلام
      راستش تو آموزشی نظافت هر روز صبح هست و آخر هر هفته هم نظافت عمومی هست، اصولا تقسیم میشه بین نفرات، یه سری سرویس بهداشتی و یه سری هم سالن و خوابگاه. سعی میکنن نظافت سرویس‌های بهداشتی رو به عنوان تنبیه در نظر بگیرن، مثل پست دادن اما واقعا فرمول مشخصی نداره و شانس هم توش دخیل هست. مثلا خود من دو بار نظافت خوابگاه بهم افتاد ولی سرویس بهداشتی نه.

  18. سلام ممنون واسه توضیحات خوبتون
    میخواستم بدونم دفترچه که پست کنم دکتر واسه اضافه وزن حتما میفرسته کمیسیون؟

  19. سلام
    من آموزشی ولیعصر تبریز بودم، جای بدی نیست معروفه به هتل ولیعصر! یگان خدمتم هم راهنمایی رانندگی کرمانشاه… از شانس گند من تو این مدت خدمت کرمانشاه کلا مرکز توجه بوده، از زلزله بگیر تا اوضاع قاراشمیش پارسال! قمه کشی لات و لوت های داخل شهر رو نگم براتون… ولی در کل بگم سربازی دوره عجیبیه، آدمو رام میکنه(دور از حضور)، صبور میکنه،،دیگه واسه چیزی عجله نمیکنی،، قشنگ اخته میشی… بعضی از دوستان میگن وقت تلف کردنه و…. ببین داش گلم مثلا اگه نریم قراره شق القمر کنیم یا اختراع ثبت کنیم و… اینم زندگیه منتها از نوع نظامیش… البته اینم بگم سربازی واسه کسی که قبلش قلدر بوده، سوسول بوده، رو موهاش حساس بوده، یه روز حموم نره میمیره بوده، خیلی سخته،، برعکسشم صادقه.(میگن دردی که تو رو نکشه؛ قوی ترت میکنه)…حرف آخر اینکه برید و حالشو ببرید تا آبدیده بشید… یا حق

    • سلام یوسف جان، اول از همه دمت گرم که تجربیات خودت رو از سربازی نوشتی و به کامل شدن این نوشته کمک کردی.
      کاملا باهات موافقم که سربازی ویژگی‌های مثبت زیادی رو تو آدم ایجاد میکنه. من خودم کسی بودم که ساعت خواب درستی نداشتم، اما بعد سربازی سعی کردم همون ساعت رو حفظ کنم و شب‌ها قبل ۱۱ بخوابم و همیشه ۵:۳۰ صبح هم بیدار باشم و خیلی چیزای دیگه.
      دوستانی که میرن سربازی تو شرایط مختلفی قرار دارن، مثلا برای یکی که تو این سن کسب‌وکار داره یا به یه موقعیت شغلی خوبی رسیده سربازی می‌تونه مانع بدی براش باشه، گرچه اونم میگذره؛ اما خیلی از هم خدمتی‌های خودم بودن که تو یگان عمدا کاری می‌کردن که اضاف بخورن تا بیشتر بمونن تو پادگان و زمان بیشتری رو تو سربازی داشته باشن.
      بازم دمت گرم. حق نگه‌دارت.

      • ارادتمندم محمد جان
        بله دقیقا موافقم. علی الخصوص تو شرایط الان؛ اگه کسی کاری داره که درآمدش هم خوبه، باید انتخاب کنه. البته اینم بگم که اگه شغلش آزاد باشه و هیچ وقت براش پیش نیاد که ازش پایان خدمت بخان.، ولی خب اینم نمیشه، شاید بخواد از کشور خارج بشه، رد شدن از سیم خاردار راحت نیست…خخخخ
        ولی در کل واسه کسایی مثل خودم که شغل مشخصی ندارم و حتما کارم جایی گیر سربازی میفته؛ باید برم.
        واسه دوستانی که میخوان برن: سربازی دقیقا مثل هندونه سربسته هست، هر کسی براش جوری میگذره و اونو نقل میکنه؛ تا نرفتین اصلا نمیشه راجع به سختی و راحتیش حرف زد، برای هر فرد یه جوری رد میشه.، تا یه حدی سختی واسه همه هست؛ ولی بقیه اش مونده به طرف و سبک زندگی غیر نظامیش…
        تشکر: از آقا محمد که این جا رو راه انداختن تا حداقل گفت و گویی راجع به این امر مهم داشته باشیم و کمک کنیم تا این دوره هم به خیر رد بشه…
        یا حق

        • مخلصیم یوسف جان، دم شما و دوستان گرم که تجربیات‌تون رو اینجا به اشتراک گذاشتین.
          دقیقا همینه که میگی و چه مثال باحالی زدی واسه سربازی، هندونه سربسته! واقعا هم همینه سربازی.
          بازم دمت گرم و حق نگه‌دارت

  20. سلام خدمت همه دوستان و آقای عباسی خدمت یه دینیه به گردن هر جوون ایرانی.
    منم الان ۷ ماه خدمتم . دژبان ارتشم.

  21. با سلام، من فوق الیسانس، متأهل، مستأجر هستم و دکتر اولی سه بیماری فشار خون و ساییدگی زانو و کوتاهی تاندون آشیل زد و فرستادنم کمسیون، و در نهایت بعد ٧٠٠ تومن هزینه و عدم تمایل به بستری( شبی ٨٠٠ بود)، معاف از رزم شدم ولی در سایت پلیس استعلام پزشکی رو فقط فشار خون در بیماریهای قلب و عروق زده و به کوتاهی آشیل( نمیتونم کف پا بشینم و میرم رو پنجه) اشاره نکرده،
    حالا چند تا سوال دارم لطف پاسخ بدید ممنون میشم، استرس دارم
    ١- معاف از رزم اصلاً یعنی چه؟ مثلاً من دو بار بشین پاشو برم زانوهام از درد منفجر میشه و یا سر پا بشینم چون رو پنجه هستم بعد ۵ دقیقه گریه میکنم رسماً) حالا چون فقط به قلب و عروق رأی دادن، میترسم که تو آموزشی چی میکذره، آیا برگه معینه اولیه که تو لیست بیماری ها تمام موارد ذکر شده رو بعنوان سند حرف هام قبول میکنن؟ مزیتی که معاف از رزم داره چیا هست؟؟
    ٢- بعلت متأهل بودن، آموزشی هم شهر خودم تبریزه؟؟
    ٣- کلید خونه و انگشتر عقیق و دُر نجف رو میشه همراه داشت؟؟

    اعزام ٩٨/٢/١ هستم ولی مکانش رو نمیدونم

    • سلام مرتضی جان. اول از همه برات همیشه آرزوی سلامتی دارم. متاسفانه این پروسه معافیت پزشکی علاوه‌بر زمان‌بر بودن به شدت هزینه‌بر هم هست.
      معاق از رزم یعنی شما تو هیچ برنامه‌ای که حالت رزم داشته باشه مجاز به شرکت نیستی. از رژه گرفته تا پست دادن، کلاس‌های عملی و رزمی، سلاح داشتن و موارد این چنینی. اصولا از کسی نمی‌پرسن مشکلت چی بوده که معاف از رزم شدی، همه‌ی معاف از رزم‌ها از تمام چیزایی که گفتم معاف هستن.
      اما در مقابل شرکت نکردن تو این مباحث، از بچه‌های معاف از رزم بیشتر کارهای خدماتی می‌خوان، مثل فعالیت تو آشپزخونه و نظافت و این موارد. اما اینو بگم که همیشه جا با جا و فرمانده با فرمانده فرق می‌کنه داستان. این مواردی که من گفتم تو بهترین شرایط رقم می‌خوره.
      من خودم که رفتم خدمت متاهل بودم. مزیت متاهل بودن خدمت تو شهری هست که زندگی می‌کنی، اما ۱۸ ماه بعد از آموزشی. من آموزشی یزد بودم دو ماه و بعدش اومدم تهران ادامه خدمت رو سپری کردم.
      آره میشه همراه داشت اما اگه بخوان گیر بدن گیر می‌دن. به حلقه نامزدی تو دست من گیر می‌دادن. اما اونجا صندق امانات داره برای گذاشتن.
      استرس نداشته باش به هیچ وجه. ایشاالله به خیر و خوبی سپری می‌شه.

  22. سلام دوست عزیز ، من معاف از رزم نیستم اما می گن هم تو اموزشی هم تو یگان حداقل یک بار کل بدنتو معاینه میکنن ؛ من چنتا جای زخم که جای چاقو هست البته کار خودم نیست رو بازوم دارم به نظرت خیلی دقت می کنن ؟ اگه براشون توضیح بدم قانع می شن ؟

    • سلام علی جان. من خودم شخصا یک بار این اتفاق برام افتاد و کل بدنم رو معاینه کردن. یه چیزی که مهمه اینه که اگه بخوای برای خدمت جذب یه نیروی خاص بشی و اونا ضوابط خاص خودشون رو داشته باشن می‌تونن ایراد بگیرن، اما تو حالت عادی نه. من تو آموزشی خیلی از هم خدمتی‌هام خالکوبی داشتن، جای چاقو رو بدنشون بود. خلاصه نگران نباش.

  23. سلام داداش ممنون از وقت و انرژی ای که میذاری تو سایت. من معاف از رزم شدم، میشه بگم نمیخوام معاف از رزم رو و میخوام سرباز عادی باشم؟ اگه میشه، به کی باید بگم؟ قبل یا بعد از اعزام؟ دمت گرم

    • سلام وحید جان، ممنون از لطف و محبتت. راستش تو طول خدمت خودم من ندیدم همچین اتفاقی بیافته که کسی که معاف از رزم هست به درخواست خودش به حالت عادی خدمت کنه. واقعیت اینکه اطلاعات درستی ندارم تو این مورد و دوست ندارم راهنمایی اشتباه کنم. اگه می‌تونی از دیگران هم پرس‌وجو کن یا پلیس+۱۰ یا کسایی که خدمت رفتن تو دور و اطراف و دوستات. بازم شرمنده و دم شما هم گرم

  24. سلام من اگه بخوام کارای پلیس+۱۰ و معاینات پزشکی و غیره رو تا ۲۵ اسفند تموم کنم تاریخ اعزام به خدمت تقریبا چه موقع هایی میفته؟

  25. سلام..ممنون بابت مطالب خوبتون.. و مرسی بابت اینکه وقت میزارید و به پرسش ها جواب میدید.. من افتادم ۱۹ اسفند ماه.. یه سوال روزی که میریم پادگان لباس و پوتین میگیریم یه زمانی مرخصی میدن تا لیست تهیه کنی و لباس هات رو‌ اندازه کنی درسته؟ خب مشکل من اینه که سایز پای من پوتین نیست..من سایز پام ۴۸ هست باید چیکار کنم.. همین طور برای لباس.. من قد بلندم آیا برای خدمت بیشتر اذیت میشم؟ رژه و غیره.. ممنون میشم اگه راهنمایی کنید با تشکر

    • سلام حسین جان، من واقعا شرمنده‌ام که دیر جواب دادم. راستش تجربه خود من تو پادگان این بود که وقتی رفتم پادگان تو یزد، دیگه مرخصی ندادن برای این مواردی که گفتی. اما دوستانی داشتم که تو پادگان‌های دیگه بعد از دادن جیره بهشون مرخصی دادن. قانون ثابتی نداره متاسفانه.
      برای سایز هم من فقط یک مورد دیدم از بین ۱۸۰۰ سربازی که تو پادگان بودن، یه دوست عزیزی بودن که به دلیل چاقی زیاد لباس نظامی نداشتن و تو برنامه‌های نظامی هم شرکت نمی‌کردن مثل رژه و این داستانا.
      راستش هر جا شرایط خودش رو داره متاسفانه و هیچ چیز مشخصی وجود نداره.
      بازم شرمنده دیر شد تا پاسخ بدم، مخلصیم.

  26. سلام..من یه نظر دیگه هم نوشتم متاسفانه اون نمایش داده نشد..من سایز پام پوتین نیست سایز ۴۸ باید چیکار کنم؟

    • سلام
      ببخشید شما پوتین سایز ۴۸ پیدا کردید؟
      چون منم سایز پام ۴۸ هستش خیلی نگرانم

  27. سلام محمد جان قشنگ بود ….میخواستم بدونم منی ک خالکوبی دارم باید چیکار کنم چه گیروداری واسش درنظر گرفته شده برام.لطفا در مورد معاینات قبل خدمت برام بگو شامل چی میشه😂😂😂

    • سلام حسین عزیز، مخلصیم. راستش من تو آموزشی خیلی از هم خدمتی‌هام خالکوبی داشتن و هیچ مشکلی نبود. فقط می‌دونم اگه برای جایی بخوای پذیرش بگیری که اونجا خدمت کنی ممکنه مشکل‌ساز شه، ولی به صورت عادی من خیلی از دوستام رو بدن و بازوشون خالکوبی بود. معاینه پزشکی عادی چیزی نداره ولی واسه پذیرش گویا بدن رو چک میکنن.

  28. سلام
    میگم برای پست کردن دفترچه چه ماهی خوبه که بعدش جواب میاد توی ماهای خوبی بیفته اموزشیم ؟ برا سال ۹۸
    بعدش بسیج و … داشتن چه تاثیری روی سربازی داره
    بعد واسه گرفتن درجه ازمون میدی ؟؟ و به چه چیزایی بستگی داره
    ممنون

    • سلام محمد عزیز
      اول از همه عذر می‌خوام که انقدر دیر دارم جواب کامنتت رو میدم. راستش فرمول مشخصی نداره که کی دفترچه پست کنی چه تاریخی اعزام میشی و منم دقیق نمی‌دونم، فقط می‌دونم برای آموزشی اسفند عالیه که می‌خوره به تعطیلات عید.
      بسیج و تکمیلی هم برای نرفتن به آموزشی و کسری بسیج جوابه.
      انتهای آموزشی از در‌س‌هایی که تو طول آموزشی داده شده آزمون میگیرن و رو درجه تاثیر داره اما یه جورایی فرمالیته هست.
      چاکریم 🙂

  29. سلام آقای عباسی فرد ببخشید شما تو همین سربازی این مطلبو کامل می کردید مگه لپ تاپ یا اینترنت بود اونجا؟ آخه چون کار من برنامه نویسی هستش و می ترسم اگه برم سربازی تو دوسال همه چی یادم بره و بعد برگشتن نتونم درست و درمون همشو یادآوری کنم..
    ممنون

    • سلام محسن عزیز
      راستش من این مطلب رو با قلم و کاغذ تو حسینیه یگان روزهای اولی که از آموزشی تقسیم شده بودم تو یگان نوشتم و بعدش اومدم خونه با لپ‌تاپ تایپ کردم و منتشر کردم.
      تو دو ماه آموزشی هیچ دسترسی به هیچ دیوایسی وجود نداره جز یه تلفن عمومی تو پادگان.
      اما وقتی بعد از آموزشی تو یگان تقسیم بشیم شرایط متفاوت هست.
      اگه محل خدمت و زندگی یه چا باشه که معمولا سربازها روزبرگ هستن و صبح تا ظهر پادگان باید باشی و بعدش میایی خونه، البته اگه پست نداشته باشی.
      اگه هم تو محل زندگی خدمت نکنیم، هر ۳۰ تا ۴۰ روز مرخصی میدن و چند روز میاییم خونه.
      بازم همه چیز بستگی به شرایط یگان و فرمانده‌ها داره.
      در کل غیر از دو ماه آموزشی، باقی سربازی برای انجام کارهای دیگه شرایط بهتری داره و نگران نباش. قطعا زمان‌هایی رو پیدا میکنی که بشینی پای لپ‌تاپ و تو بحث برنامه‌نویسی بتونی خودت رو توسعه بدی.

  30. محمد جان سلام خوبی؟ یه سوال داشتم ازت ، شما خودت درخواست معافیت دادی یا برگشتی دیدی دکتر گفته و پلیس +۱۰ فقط ثبت کرد؟؟
    برگه ای که دستت بود درخواست معافیت پزشکی مشمولان بود ؟؟؟
    من تتو دارم درخواست اعزام دادم اینو بهم داد!!!!!!

    • سلام رضا جان، ممنونم.
      راستش من وقتی رفتم معاینه پزشکی، دکتر فشارم رو گرفت و دید بالاست (البته چند مرتبه به فاصله‌های ۲۰ دقیقه‌ای) تو یکی از برگه‌ها که مربوط به معاینه پزشکی بود گغت باید برات بنویسم که بری معافیت پزشکی. نوشت و بعد بردم پلیس+۱۰ اونا هم به جای اعزام به سربازی زدن مراجعه به معافیت پزشکی. اینجوری بود داستان من.
      راستش برای تتو نمیدونم دقیقا چه اتفاقی میافته اما من تو آموزشی خیلی از هم خدمتی‌هام که تو گردان بودیم تتو داشتن و اوکی بود.

  31. سلام دوست عزیز بعد از این که آموزشیت تموم شد بقیه سربازی رو چطور خدمت کردی منظورم اینه که باز هر روز ساعت۴ بیدارتون میکردن و بازم کلاس داشتین؟
    مرخصی هاتون چطور بود؟

    • سلام پژمان جان
      بعد از آموزشی و تو یگان معمولا ساعت ۶:۳۰ یا ۶:۴۵ زمان حضور تو پادگان هست و ساعت خروج هم از ۲ تا ۴ ظهر هست. همه‌ی اینا به شرطی هست که روزبرگ باشین، یعنی صبح بیایین و ظهر برین خونه. البته اگه پست داشته باشین یا آماده‌باش باید تو پادگان بمونید. تو حالت روزبرگی هم مرخصی‌ها هر ماه یک روز هست، از ۲۱ ماه ۲ ماه آموزشی رو کم می‌کنی و می‌مونه ۱۹ روز مرخصی استحقاقی که حق شماست. تا ۳۰ روز مرخصی تشویقی هم می‌تونید بگیرید،