چه خبر؟

وبلاگ محمد عباسی فرد

امروز اولین روز از سومین ماه فصل بهار است. اینکه چرا خیلی ساده نگفتم امروز اول خرداد است، احتمالا یک دلیل مهم دارد. از آخرین یادداشت من در اینجا ۵ ماه گذشته است. درست نوشتن نیاز به تمرین دارد. من الان دقیقا شبیه ادن هازارد در رئال مادرید شده‌ام. گران قیمت‌ترین بازیکن تیم که لباس ابرقهرمانی به تن دارد، اما در حد یک بازیکن متوسط هم تاثیرگذار نیست. شوت‌های خارج از چارچوبم در این یادداشت را بگذارید به پای دوری از مستطیل مشکی با کلیدهایی که هر کدام خانه حروف هستند.

اوایل سال گذشته، قدم در مسیر تازه‌ای برداشتم. قرار بود یک سرویس جدید و کمک‌کننده به کسب‌وکارها برای استخدام نیروی انسانی را توسعه دهیم. نامش را کاریزما گذاشتم. تا پایان سال برای اجرایی شدن و ماندنش تلاش کردم. اما به دلیل مشکلات فنی و پیش آمدن اختلاف میان سرمایه‌گذار و تیم فنی، کاریزما بی‌نتیجه ماند.

آغاز این مسیر، برای من همراه با تجربیات جدید بود. اما همواره آن روی سکه‌ای هم وجود دارد. آن روی سکه من را مجاب کرد که مجدد به خانه اولم در مسیر کاری، یعنی زرین‌پال بروم و در کسوت مدیر روابط عمومی، همواره سعی کنم داستان زرین‌پال را به درستی برای دیگران ترسیم کنم.

بنیان‌گذار بودن، مدیرعامل بودن، مدیر اجرایی بودن و… جذاب است. خالق و صاحب کسب‌وکار بودن هم جذاب است. اما من می‌خواهم برای یک مدت طولانی، فقط در دنیای ارتباطات و محتوا سفر کنم. مثل گذشته. آن روی سکه به من نشان داد که هنوز از بلوغ کافی برای بنیان نهادن یک محصول و کاسبی آنلاین، برخوردار نیستم. داستان‌سرای کسب‌وکار بودن، می‌تواند به اندازه مدیرعامل بودن، جذاب باشد. داستان‌ها تاریخ را می‌سازند.

شتری که درِ خانه ما هم خوابید

از اوایل شروع ماجرای ویروس کرونا، همیشه سعی کردم توصیه‌نامه‌ها را رعایت کنم. نه تنها برای محافظت از خودم، بلکه برای مراقبت از خانواده و دوستان و اطرافیانم.

یک روز هنگام خارج شدن از خانه، شتر مذکور را دیدم. در خانه را بستم و قرنطینه آغاز شد. شکر خدا خفیف بود و به خیر گذشت. اگر توصیه‌ای از این دوران برای‌تان بگویم، نوشیدن زیاد آبمیوه طبیعی دارای ویتامین c، بخور جوش شیرین، امیدوار بودن و حفظ روحیه و استفاده از داروی تقویت سیستم ایمینی بدن است.

امیدوارم زودتر با واکسینه شدن همگانی، شیوع و ابتلا به کرونا کمتر و کمتر شود.

دیگه چه خبر؟

معمولا در پاسخ به «چه خبر؟» می‌گوییم سلامتی. اما لازم است تا برای شنیدن مشروح اخبار، بپرسیم «دیگه چه خبر؟».

این روزها سرگرمی جدیدی به نام کلاب‌هاوس خودش را میان دیگر شبکه‌های اجتماعی جا کرده است. کلاب‌هاوس برای من فعلا به سرنوشت اینستاگرام دچار نشده است و آن را از صفحه گوشی‌ام محو‌ نکرده‌ام. اما چندان هم فریفته‌اش نشده‌ام و به وقت نیاز به سراغ‌اش می‌روم.

همین امروز آخرین صفحه از کتاب استیو جابز غلط کرد با تو را خواندم. برای دوستانی که در فضای استارتاپی فعال هستند، تداعی‌گر خاطرات و اتفاقات مشابه است. برای مطالعه پیشنهاد می‌کنم و به زودی مفصل از آن می‌نویسم و خواهم گفت.

چند کتاب دیگر هم دارم که در صف انتظار برای مطالعه هستند، به شرطی که متصدی پشت باجه، دست از هرز پریدن بر دارد و دکمه کتاب بعد را بفشارد.

آخرین خبر را احتمالا خودتان هم متوجه‌اش شده باشید. حال و هوای خانه محمد عباسی‌فرد در فضای آنلاین را بعد از ۵ سال تغییر دادم و قالب وبلاگم را به‌روز کردم. دیگر وقتش رسیده بود. باید دستی به سر و رویش می‌کشیدم. همچنان ساده است و ساده نگه‌اش می‌دارم. اینجا را همانند سخنران‌های همایش‌های اپل برای معرفی محصول جدید، بخوانید: «از امروز می‌توانید اینجا را بر اساس Mode سیستم عامل گوشی یا کامپیوترتان، در دو حالت Dark و Light بخوانید.»


2 comments

  • الان سه روز به پایان بهار مانده است که این مطلب را می خوانم
    اول اینکه خیلی خوشحالم دوباره به دنیای وبلاگ نویسی برگشتین
    دوم اینکه شغل جدیدتان در زرین پال رو تبریک میگم و براتون آرزوی موفقیت میکنم

    • جناب میرزایی عزیز دیدن نظرات شما، همیشه حس عجیبی از آن سال‌های درخشان را برایم زنده می‌کند و ممنونم که این لطف و هدیه را همیشه به من دارید.
      امسال سعی میکنم به طور منظم نوشتن را تمرین کنم و چراغ اینجا را بیش از پیش روشن نگه دارم.
      ممنون از محبت و تبریک‌تون، امیدوارم تو مسیر جدید موثر باشم و درس‌هایی که آموختم از دوستانی مثل شما، به خوبی اجرایی کنم.
      بازم ممنون از لطف همیشگی‌تون
      خیلی خیلی خیلی مخلصیم

پاسخ دادن به محمد عباسی‌فرد لغو پاسخ