تصویرسازی‌های این هنرمند انگلیسی، لحظه‌های کوتاه و زیبای زندگی را همیشگی می‌کند

قبل‌تر از این یادداشت برای معرفی این هنرمند انگلیسی و تصویرسازی‌های جذابش، نقاشی‌های بامزه یک هنرمند اسپانیایی از حالت‌های قبل و بعد اتفاقات روزمره و همچنین تصویرسازی‌های Amanda Oleander از جزییات یک زندگی مشترک را معرفی کرده بودم.

اینبار Omario Brunelleschi هنرمند انگلیسی ساکن ایتالیا را معرفی می‌کنم. Omario لحظاتی از زندگی ما آدم‌ها را به تصویر کشیده است که مطمئنم همه‌ی ما این لحظات را تجربه کرده‌ایم.

ارتباط چشمی و یک نگاه خاص در یک مکان خاص، یک بوسه عاشقانه در جایی خلوت،‌ دونفره خرید کردن، بین زمین و هوا ماندن برای ابراز احساسات درونی‌مان، قدم زدن‌های شبانه و هزاران لحظه‌ی کوتاه از زندگی که یک دنیا حرف در خودشان دارند. همه‌ی اینها خیلی هنرمندانه توسط Omario Brunelleschi به تصویر کشیده شده‌اند تا برای همیشه ماندگار باشند و برای ما ببیندگان این تصاویر، تداعی‌کننده‌ی تجربه‌های مشابه باشد.

به خواندن ادامه دهید

مرگ با کرونا، انسان را دِرو می‌کند

آدم تاریخ‌خوانی نیستم (متاسفانه)، اما با همین دانش و اطلاعات اندکی که دارم و می‌دانم شما هم می‌دانید، در طول زندگی بشر اتفاقات و بحران‌های زیادی وجود داشته است.

از خشکسالی و قحطی گرفته تا بیماری‌های واگیردار مثل وبا و سل و هزاران اتفاق دیگر که باعث از بین رفتن هزاران هزار انسان شده است.

این روزها درست در قرن ۲۱، ویروسی به نام کرونا به طرز عجیبی در حال رشد و همه‌گیر شدن است. شنیده‌ها از گذشته و دیده‌ها از تصویرهای چنین اتفاقاتی در فیلم‌ها و داستان‌ها، برای همه ترسناک است.

به خواندن ادامه دهید

وبلاگ شخصی؛ خوب یا بد؟

سعی می‌کنم هر روز سری به فیدخوان فیدلی بزنم تا از یادداشت‌های دوستان وبلاگ‌نویسم و وبلاگ‌هایی که مطالب‌شان را دنبال می‌کنم، مطلع شوم.

طبق عادت فیدلی را باز کردم و مطالب دیروز را مرور کردم. در این بین مطلبی با عنوان «چرا داشتن وبلاگ شخصی یک ضرورت است؟» از بهراد جاود دوست داشتنی نظرم را جلب کرد.

بعد از خواندن یادداشت بهراد درباره چرایی‌های داشتن یک وبلاگ شخصی، فکر کردم شاید بد نباشد در این رابطه به عنوان کسی که سال‌هاست وبلاگ شخصی دارد و می‌نویسد، تجربیاتم را به اشتراک بگذارم.

به خواندن ادامه دهید

پازل زندگی آدم‌ها چطور چیده می‌شود؟

لا‌به‌لای پیام‌های ارسال شده در گروه تیم زرین‌پال در تلگرام، که هنوز دوستانی که جدید به تیم اضافه‌ می‌شوند و دوستانی هم که رفته‌اند مثل من در آن حضور داریم، پیام‌ها تبریک می‌دیدم. داستان چیست؟

ویدیویی را دیدم که برای مدتی من را به فکر فرو برد. لحظه‌ی خواستگاری دو همکار و دوستی که من تاثیر مستقیمی برای حضور و استخدام‌شان در زرین‌پال داشتم.

آزاده از بین ۵-۶ برنامه‌نویس استخدام شد و سالار هم هنگام سربازی، بعد از ظهرها برای پشتیبانی آمد و بعد از سربازی وارد حوزه‌ی اصلی کارش، یعنی فروش شد.

به خواندن ادامه دهید

کارخانه نوآوری، محل کار یا تفریح!؟

تقریبا کمتر از ۳ ساعت دیگر باید به کارخانه نوآوری بروم. برای اولین‌بار نیست، چند نوبتی را قبلا رفته‌ام. اما اینبار به واسطه جلسه‌ای که دارم، به سوله دیجیکالا نکست می‌روم.

اولین‌بار که برای دیدار با دوست عزیزی به کارخانه رفتم، سوله‌های دیگر درحال تجهیز شدن بودند و فقط سوله‌ی اول که در آن فضای کار اشتراکی زاویه بود و همچنان است، رونق داشت.

چند نوبت بعدی اما اوضاع فرق داشت. ظاهرا زندگی فناورانه‌ای در آن به جریان افتاده بود. رفت و آمد داشت. امکانات و تجهیزات برای کار و استراحت و تفریح فراهم شده بود.

البته اینها برای یکی دو سوله بود. تعدادی سوله هم هست که در لاک خودشان هستند و سرشان به کار خودشان گرم است.

به خواندن ادامه دهید