وصیت‌نامه‌ای بر اَموال آنلاین

طبق ماده ۸۴۳ قانون مدنی فقط می‌توان بر یک سوم اموال وصیت کرد و دو سوم باقی‌مانده اموال بر اساس قانون مدنی و نسبت‌های تعیین شده، بین وراث تقسیم می‌شود. پس وقتی کسی می‌گوید فلانی را از ارث محروم می‌کنم، احتمالا به دلیل فشارهای حاصله دچار هذیان‌گویی شده است.

من فکر می‌کنم این روزها اهمیت چیزهایی مثل اکانت‌های ما در شبکه‌های اجتماعی، کم از اهمیت اموال منقول و غیرمنقول ما در دنیای واقعی ندارند. احتمالا تعداد دنبال‌کنندگان ما و تعداد لایک‌های ما در شبکه‌های اجتماعی در مقایسه با متراژ خانه‌ها، مدل ماشین و گجت‌هایی که استفاده می‌کنیم، چه بسا قیمتی‌تر و ارزشمندتر شده باشند.

به خواندن ادامه دهید

کتاب حق نوشتن را باید خواند؛ یک مرتبه نه، چندین‌بار

احتمالا اگر می‌خواستم با هدف نویسنده شدن بنویسم، باید خودم را درگیر فراهم کردن پیش‌نیازهایی می‌کردم که در ذهن همه‌ی ما، برای نویسندگی باید وجود داشته باشند. مثل یک فضای آرام و خلوت، اتاقی با نور کم، محیطی عطرآگین به عود، پخش یک موزیک ملایم و…

اما من می‌خواهم فقط بنویسم. برای نویسنده شدن نه، فقط برای اینکه نوشتن را دوست دارم. فرقی نمی‌کند کجا، کی و در چه شرایطی؛ من این را خوب می‌دانم که کمال‌طلبی اولین مانع نوشتن است.

به خواندن ادامه دهید

ارتباط چشمی برای من هم مشکل است

حدس می‌زنم تا به امروز بهترین رکوردی که از برقراری ارتباط چشمی با دیگران از خودم به جای گذاشته‌ام، بین ۴ تا ۵ ثانیه بوده باشد. اما جای امیدواری است که سعی می‌کنم این رکورد را هرسال چند صدم ثانیه‌ای بهبود دهم.

این رکوردی که از آن صحبت می‌کنم فقط در رابطه با ارتباط چشمیِ من با دوستان و آشنایانی است که آنها را می‌شناسم و باهم به گپ‌ و گفتگو می‌نشینیم. اما اگر فکر می‌کنید من در برقراری ارتباط چشمی با رهگذر‌ان خیابان و دور و اطرافیانم هم همین وضعیت را دارم، باید بگویم نه.

به خواندن ادامه دهید

محتوا، میراث من است؛ به مناسبت روز وبلاگستان فارسی

تا جایی که به یاد دارم، از آخرین مرتبه‌ای که به مناسبت روز وبلاگستان فارسی و گرامی‌داشت این روز، از سوی وبلاگ‌نویسان و فعالین وب فارسی یک حرکت جمعی صورت گرفت، زمان زیادی می‌گذرد. فکر می‌کنم ۴-۵ سال پیش بود که به همت داوود مظفری و رسانه پارسیش، با تعدادی از وبلاگ‌نویسان و فعالین وب فارسی مصاحبه‌های تصویری‌ای تهیه شد که همگی در وبسایتی به نام روز وبلاگستان فارسی منتشر شد.

خوب یادم است که چقدر با ذوق و هیجان تک به تک مصاحبه‌ها را دانلود کردم و با دقت دیدم و نکته برداشتم. از سالار کابلی بگیر تا جادی و حورا وکیلی، فرانک مجیدی و خیلی از دوستان دیگر. همه و همه برای منی که خودم را یک دون‌پایه‌ی وبلاگ‌نویسی می‌دانستم، حکم ستارگان دنیای وبلاگستانی را داشتند که احتمالا باید هر کدام یک ستاره روی پیاده‌رو مشاهیر وبلاگستان فارسی می‌داشتند.

به خواندن ادامه دهید

چرا از زرین‌پال رفتم؟

الان که این یادداشت رو می‌نویسم تقریبا ۳ ماهی هست که بعد از ۳ سال همکاری با زرین‌پال، از این تیم دوست‌داشتنی جدا شدم و خداحافظی کردم.

محمد عباسی‌فرد بعد از فارغ‌التحصیلی از رشته حقوق تو سال ۹۴، آینده‌ی کاری خودش رو یک وکیل آروم و مهربون می‌دونست، اما بعد از یه مدت کارآموزی تو یه موسسه حقوقی فهمید آدمِ این کار نیست و روحیاتش با جنگ و دعوا تو دادگاه و شکایت و شکایت‌کشی سازگار نیست.

به خواندن ادامه دهید