چی شد که ه جای ــِـ رو گرفت؟

داستان از اونجا شروع شد که درسی وجود داشت به اسم املاء که بلا‌اِستثنا همه عاشق این درس بودن! اما وقتی موقع امتحان املاء، معلم‌مون مادره امین رو اَزمون غلط املایی گرفت و گفت این درسته، مادرِ امین؛ دیگه نسبت به درسی که عاشقش بودیم شکست عشقی خوردیم و در صدد انتقام بر اومدیم.

گذشت و گذشت تا وقتی که دیدیم دیگه کسی اَزمون غلط املایی نمی‌گیره و به خیالمون گفتیم حالا وقتش رسیده که هرطور راحتیم بنویسیم. از پیامک و چت‌روم و انجمن‌های گفتگو شروع شد تا پی‌ام‌های تلگرامی و پست‌های شبکه‌های اجتماعی و بعضاً رسانه‌های رسمی و خبری و بنر‌های تبلیغاتی! به خواندن ادامه دهید

با رقص دنیا جای بهتریه!

هروقت حرف از رقص و رقصیدن میشه اولین چیزی که تو ذهن‌مون تداعی میشه رقص‌های تو عروسی و آهنگ‌های شیش‌وهشت و دختر بندر و لرزوندن سینه و این داستانا هست که نمی‌خوام بگم بده، ولی شخصاً این مدل از رفتارها رو نمی‌فهمم و نمی‌پسندم.

به نظرم رقص فلسفه داره و معنی و مفهوم. نگاه ساده و ابتدایی به رقص، اینکه فقط بری وسط و حرکات موزون و دیوانه‌وار از خودت نشون بدی،‌ بی‌احترامی به خودت و هنر رقصیدن هست. اینکه توی مجالس آقایون میریزن وسط و واسه هم عشوه‌های حال به هم زن میان و جوری می‌رقصن که انگار فلج هستن، اصلا صورت خوشی نداره. به خواندن ادامه دهید

تِستِ مامان

اسم عجیبی داره و اگه رو جلد کتاب نوشته نشده بود چطور با مشتری‌ها صحبت کنیم و با وجود دروغ‌هایی که از همه می‌شنویم، بفهمیم که آیا ایده‌ی کسب‌و‌کارمون به درد می‌خوره یا نه؛ یه درصد هم احتمال نمیدی این یه کتاب درباره‌ی بهتر پیش بردن ایده‌ها و کسب‌و‌کارمون باشه.

راستش تست مامان متفاوت‌ترین کتابی بوده که تاحالا خوندم و واقعا از داشتنش لذت بردم. کافیه هشتگ #تست_مامان رو تو توییتر دنبال کنین تا ببینین چرا این کتاب متفاوت هست و در ادامه منم می‌گم چرا این کتاب از بقیه‌ی کتاب‌ها یه سر و گردن بالاتره! به خواندن ادامه دهید

جشنواره‌ای به وسعت ایران اما در حد محلات!

هرسال می‌دونستم نزدیکای دی و بهمن جشنواره وب ایران برگزار می‌شه و کلی براش ذوق داشتم. یه جورایی جشنواره وب ایران فعالیت تو وب فارسی رو برام با ارزش می‌کرد، موضوعی که کمتر مورد حمایت و اهمیت قرار می‌گیره و متاسفانه غیر از این جشنواره دیگه هیچ جشنواره‌ی مهم و قرص و محکم دیگه‌ای تو ایران نداریم.

جشنواره وب ایران برای من هم‌تراز با جشنواره فیلم فجر، جشنواره موسیقی فجر یا هر جشنواره‌ای که تو ایران و خارج از ایران برگزار می‌شه، بود؛ چه بسا مهم‌تر و هیجان‌انگیزتر، چرا که خودم رو در اون سهیم می‌دونستم اونم فقط با نوشتن یه وبلاگ کوچیک و ساده. به خواندن ادامه دهید

تلخ و شیرین؛ آنچه که گذشت

تو این مدتی که گذشت اتفاقات زیادی افتاد، اتفاقات تلخ دور و اطراف‌مون و اتفاقات شیرین واسه خودم که خب بزرگی و ناراحتی تلخی‌ها به اون اتفاقات شیرین و خوشحالیاش می‌چربید.

تو این مدتی که گذشت نشد که بنویسم و وبلاگم رو که هر هفته به روز می‌کردم، به روز کنم با اینکه دور و بر خودم و خودمون پر بود از اتفاق. پر بود از حادثه. پلاسکو، سیل، اهواز و همین امروز فوت حسن جوهرچی عزیز در مقابل جشنواره وب، تجربه ضبط تو استدیو شنوتو، نوشتن واسه هفته‌نامه شنبه و دنیای اقتصاد، دورهمی وب، کارت ویزیت، تست مامان و… به خواندن ادامه دهید